تخیل و رویا
اب و جنون....
عجیب به هم چسبیده بودند ....مثه اقا مهتی و شلوارک داغ!!
سند باد نگاهی به الکساندر میخاییلوویچ انداخت و گفت:
اب انسان را تطهیر میکند...قایق سر گشته......
هر بار نشستن در کشتی گویی اخرین بار است
هر بار پیاده شدن در جزیره ناشناخته ای گویی اخرین کشف...
الکساندر میخاییلو ویچ از سپردن عقلش بدست ان ملاح شوریده چندان ناراضی هم به نظر نمیرسید.
مگر غیر از این است که دریا نوردی ادمی را تسلیم سرنوشتی نا معلوم میکند؟
تخیل و رویا.......بعلاوه وجدان
اب و جنون به همراه شک عجیب به هم پیوسته اند!!
سند باد گویی قداست شخصیت داستانی صاحب نام اش را تشدید میکرد نگاهی به دور دست دریا انداخت.
دریا نورد زندانی عزیمت خویش است!!! اینرا سند باد گفت.
در دریا هر کس به دست تقدیر خویش سپرده میشود!
به سوی دنیای دیگری راهیست.
موجود در یک عرصه جغرافیایی نیمه خیالی-نیمه واقعی!
دریا نماد تحقق جنون دریا نورد است و طوفان اش گذز گاه این جنون.
وضعیت به غایت نمادین شده!!!
طوفان حالا بیشتر عینی ست تا ذهنی! و سوراخ ایجاد شده در کشتی نیز...چنین
انقدر که چشمان الکساندر میخاییلو ویچ نمیتواند نبیندش!
سند باد اما موهایش را در برابر باد رها کرده و خود به دوردست ابی خیره مانده!
اضطراب بی وقفه دریا ....ان پهنه وهم الود که ان روی دیگر دنیا بود...درک ان معرفتی دیگر طلب میکرد.
الکساندر میخاییلو ویچ نیک میدانست که سند باد مال زمین محکم و شهر های پابرجا نیست!
میدانست پیوند خیالی جنون و اب رسمی کهنه است دیر پا پین دریانوردان ...ملاحان شوریده
او اینرا نیز نیکتر میدانست که باز گشت از دریای جنون گستاخی خاصی میطلبد..
این گونه که سند باد پسر دریا هاست....او غریبه ای بیش نیست.
اما
اعتماد صرف الکساندر میخاییلو ویچ به سند باد نه چیزی از شدت طوفان در راه می کاست نه کمکی به سوراخ ایجاد شده در کشتی میکرد!
کشتی رها شده در دریای بیکران جنون در پهنه سترون دلواپسی! در میان بازتابهای مواج و عذاب اور دروغین در احاطه بی خردی صرف!! بند شده به شلوار سند بادی و پشت موهای فر فری سند باد و البت عرق گیری معطر به بوی عرق کهنه تن نامبرده و(( پی پی)) پرندگان رها در اسمان ابی دریای جنون!!!
الکساندر میخاییلو ویچ مانند بقیه هموطنان همیشه در صحنه اش
به
اب وجنون اندیشید
به سوراخ کشتی
به طوفان در راه
و ارزوهای بر باد رفته......و البته سند بادی که به دور دست ابی خیره مانده و از دریا میطلبد انچه را که خود دارد!!
سند باد است دیگر!!!